محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
84
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
كه مؤلف گفته و الا فوائد ديگر نيز دارد كما لا يخفى . و پوشيده نماند كه غشا در بدن از نه فائده بيرون نيست : يكى آن كه اجزاى عضوى را كه خود به روى وى پوشيده شده است محفوظ و مجتمع دارد بر هيئت وى ، چنانچه در دماغ مشهود است كه اگر غشا بر آن مجلل نباشد استمساك هيئت وى صورت نهبندد . دوم آن كه عضوى را با عضو ديگر مرتبط سازد ، چنانچه مرئى است كه كليه را با صلب مرتبط ساخته است و هرچند تعلق كليه با صلب به عصب و رباط است ليكن تمامى تعلق از غشا است . سوم آن كه واسطه بود ميان عضو صلب و لين تا لين از صلب متضرر نشود چنانچه در اغشيهء ام الدماغ پيدا است . چهارم آن كه مانع تضرر عضو باشد چنانچه در مرى و معده و امعا هويدا است . پنجم آن كه رگها در وى منتسج شوند و معد به غذا باشند ، چنانچه در غشاى مشيمى ظاهر است . ششم آن كه به حيلولت خود ابخرهء كدره را از بعض اعضاى شريفه باز دارد ، چنانچه در حجاب حاجز باهر است ، زيرا كه اگر فيما بين اعضاى تنفس كه ريه و قلب است و اعضاى غذا كه معده و مرى و جگر است و حجاب حاجز كه بعضى ديافرغما نيز گويند حاجز و حائل نباشد از ابخرهء اعضاى غذا ايذا تمام به دل و ريه همىرسد پيوسته و آفت عظيم احداث نمايد . هفتم آن كه حفظ حرارت كند و تحليل آن نمايد ، چنانچه در غشائى كه بر جوف ممتد است و آن را صفاق گويند محسوس است . هشتم آن كه عضو را دو حصه همىكند به حيلولت خود در نصفش تا اگر آفتى بدان عضو رسد عام نباشد بلكه تا ممكن باشد به يك شق بسند كند ، چنانچه در غشائى كه منصف دماغ است ، يعنى دماغ را در طول دو حصه كرده است معلوم است لهذا تا كه ماده سخت قوى نبود سكته و لقوهء مركب و فالج مركب نمىافتد ، زيرا كه ماده اندك است . و اما دفع او به خارج ممكن نيست ، اينجا بالضرور طبيعت ماده را به يك شق دفع مىكند تا آفت عام نباشد . نهم آن كه در اعضاى عديم الحس افاضهء حس كند ، چنانچه در جگر و شش و سپرز مبين است . و أما الجلد فإنه جسم عصباني اما پوست جسم عصبى است كه بافته شده است از شظاياى اطراف عصب و عروق و بافت وى نسبت به اغشيه و صفاق غليظتر است و جلد انسان قياس به حيوانات رقيقتر است و كم موى و ضعيف القوة . و له حس كثير و مر جلد را حس بسيار است بنا بر استفاده كردن از عصب و كثرت حس او براى آن است كه تا درك منافى زودتر كند و بدان سبب حيوان خود را از آفت بازدارد و هلاك نگردد . و پوشيده نيست كه معتدلترين اعضا جلد است ، زيرا كه كيفيات اربعه در وى متساوى است بهر آن كه چون وى را به اعضاى حار قياس كنيم سرد است و چون به اعضاى سرد قياس كنيم گرم و چون به اعضاى رطب قياس كنيم خشك است و چون به اعضاى يابس قياس كنيم تر ، پس وى معتدل باشد . و بدان كه گرمترين اعضا قلب است و سردترين اعضا عصب . و ترترين آن دِماغ است و خشكترين آن استخوان . و منفعته ستر الأعضاء و فائده جلد پوشيدن اعضا است تا اينها را محافظت نمايد و از آفات در پناه دارد . [ تعريف مسام جلد و فايده آن ] و بايد دانست كه جلد چون از عروق رقيق و شظاياى عصب منتسج شده است سوراخهاى باريك كه فيما بين نسج واقع گشته مسام عبارت از آن است . و نفع مسام آن است كه بدان سبب جسد تنفس كند و نسيم داخل شود ، فضلات مستخرج گردد . و ظاهر است كه جلد بعض واضع غليظ است و جلد بعض ديگر رقيق و بعضى ذى موى و